منتظر بمانید ...

مقالات بازاریابی

چرا باید یک تیم قدرتمند داشته باشم؟

چرا باید یک تیم قدرتمند داشته باشم؟

نویسنده : احسان جعفری

هر اثر بزرگی که ثبت میشه حاصل زحمت تعدادی متخصص هست که در کنار هم و با یک هدف واحد صورت گرفته. اگر در هر زمینه‌ای نگاه کنید و کارهای بزرگ را بررسی کنید می‌بینید که آن اثر حاصل یک کار تیمی هست و معمولاً اینطوریه که یک گروه تلاش می‌کنند و یک نفر یا دو نفر تمام‌کننده کار هستند. مثلاً یک عمل جراحی قلب باز حاصل زحمت یک تیم هست که هرکسی با توجه به تخصصی که دارد بخشی از کار را انجام میده تا جایی که نوبت به جراح قلب میشه تا کار را به نتیجه برساند. یا یک وزنه‌بردار شاید این‌طور به نظر بیاد که به تنهایی وزنه را بالا برده و رکوردی را ثبت کرده اما حقیقت اینه که یک تیم هرروز تمام جزییات را کنترل می‌کند تا مسیر را آماده کرده تا وزنه‌بردار نتیجه نهایی را خلق کند. نتیجه‌ای که دوست دارم اینجا گرفته بشه اینه که اگر قرار هست کار بزرگی انجام بدیم و اثر فوق‌العاده‌ای از خودمان به جا بگذاریم مجبور هستیم «یا یک تیم عالی بسازیم و یا عضوی از یک تیم عالی باشیم». تأکیدم این هست که تیم باید عالی باشد و تیم خوب یا معمولی به هیچ دردی نمی‌خورد. همین که یک گروه باید تلاش کنند تا یک نفر تمام کننده باشد نشان دهنده حساسیت کار هست و دلیلی برای انتخاب افراد عالی و درجه یک. انسان ذاتاً یک موجود اجتماعی هست و کمال انسان در تعامل با افراد هست، من کمتر کسی رو دیدم که فکری بزرگ و سازنده داشته و برای اجرایی کردنش به کمک کسی نیاز نداشته باشد! هر کارآفرینی که رؤیایی بزرگ در سر داشته و در نهایت نتایجی خارق‌العاده ثبت کرده در قدم اول تیمی از انسان‌های بزرگ‌منش در کنار خودش جذب کرده. جالبه بدونید آقای جیم کالینز در کتاب از خوب به عالی میگه برای اینکه کار عجیب‌وغریبی انجام بدید نیاز نیست هدف بزرگی داشته باشین! شما انسان‌های درجه یک را وارد سازمانتان کنید و آن‌ها برای شما هم اهداف عالی را مشخص می‌کنند و هم نتایج عالی را خلق می‌کنند.

 اگر شما هم تصمیم گرفتید کسب و کارتون رو گسترش بدید بهتون تبریک میگم و باید خدمتتون عرض کنم که در ادامه قصد دارم قدم‌هایی که لازمه بردارید تا به یک تیم حرفه‌ای دست پیدا کنید رو براتون تشریح کنم.

چرا باید فقط درجه‌یک‌ها را جذب کنيم؟

میتونم براتون هزارویک دلیل بیاورم که استخدام افرادی غیر از درجه یک‌ها اشتباه محض است. تجربیات سخت تیم‌سازی که طی سال‌های اولیه فعالیتم در صنعت بیمه داشتم باعث شد تا درس‌های زیادی در این حوزه یاد بگیرم. من بدون توجه به کیفیت افراد و با توجه به اینکه قرار بود صرفاً پورسانتی کار کنند همه جور آدم رو وارد سازمان کردم. روزهای اول همه چیز عالی بود و من هم حس غرور داشتم که این همه فروشنده دارم و به‌زودی کل استان رو خواهیم گرفت. مشکل از اونجایی شروع شد که افراد کم کم باهم صمیمی شدند و معمولی‌ها افکار سمی خودشان را بین سایرین تزریق کردند. قدرت تخریب بالایی که داشتند باعث شد عالی‌ها تیم را ترک کنند و معمولی‌ها عملکرد تیم را کاهش دهند و مشکلات زیادی برایم به وجود بیاورند.

زمانی که داشتم در اداره کار از حقوق خودم دفاع می‌کردم یاد گرفتم اگر تنهایی کار کنم بهتر از این هست که با معمولی‌ها همکاری کنم چراکه همکاری با معمولی‌ها هزینه زیادی را تحمیل می‌کند. برای هر ثانیه‌ای از زمانم که در اداره کار می‌گذشت حسرت می‌خوردم، همین زمان می‌توانست صرف فروش شود. بعدها در کتاب دیوانگان ثروت ساز خواندم: یک کارمند بد بین 6 تا 15 برابر حقوقی که دریافت می‌کند به سازمان آسیب میزند. شاید براتون غیرقابل‌باور باشه! من هم مثل شما باورم نمی‌شد اما وقتی زمان‌های صرف شده برای مذاکره با معمولی‌ها و ساعت‌هایی که در اداره کار گذراندم و جرائمی که پرداختم را محاسبه کردم به همین نتیجه رسیدم.

لازم به ذکر هست که هزینه‌هایی که صرف استخدام کردن و آموزش دادن به افراد می‌شود هم جزو هزینه‌هایی هست که باید درنظرگرفت.

اگر شما سازمانی دارید که فرد یا افرادی با شما کار می‌کنند باید مدنظر داشته باشید که بزرگ‌ترین سرمایه‌های سازمان تجهیزات و امکانات سازمانتان نیست، بزرگ‌ترین سرمایه‌های شما نیروهای درجه یکی هستند که دارید! درجه یک‌ها هستند که باعث می‌شوند شما آرامش داشته باشید، درجه یک‌ها هستند که مثل کوه پشتیبان شما و سازمان هستند و حتی بیشتر از شما برای سازمان دل می‌سوزانند، درجه‌یک‌ها هستند که اجازه نمی‌دهند شما درگیر مسائل عادی باشید چرا که آن‌ها قدر زمان شما را می‌دانند. اگر شما افراد عالی را در کنارخودتان دارید من این اطمینان را به شما می‌دهم که این افراد حداقل 3 برابر حقوقشان به شما سود می‌رسانند، یعنی یک فرد عالی برای سازمان هزینه‌ای ندارد. پس به‌عنوان یک مدیر یا رهبر سازمان هرگز تلاش نکنید که مراحل استخدام را کوتاه کنید و یا بخواهید با حداقل هزینه (پول، زمان و انرژی) نیرو جذب کنید. اگر تلاش شما این که مراحل استخدام ارزان تمام شود من به شما قول می‌دهم درنهایت برایتان گران تمام می‌شود! این را از کسی می‌شنوید که به خاطر استخدام غلط هزینه‌های زیادی پرداخت کرده است.

ویژگی‌های درجه‌یک‌ها چیست؟

تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه بايد براي ثبت يك اثر ماندگار تيم تشكيل داد و البته بايد تيم مون فقط متشكل از درجه‌یک‌ها باشه. ممكنه با خودتون بگيد «چشم بسته غيب گفتي، خب اينو كه هركسي ميدونه!» الآن ميخوام در مورد خصوصيات و ویژگی‌های درجه‌یک‌ها صحبت كنيم. 4 سال قبل درست زماني كه در گیرودار جذب نيروي درجه‌یک و زخم‌خورده از نیروهای عادي بودم، كتاب صوتي مربوط به شیوه‌های رهبري استيو جابز رو گوش می‌کردم. در بخش دوم اين كتاب يك جمله جالب از استيو جابز ذكر شده بود و اون اين بود: دزدان دريايي به جاي نيروي دريايي! اين عبارتي بود كه استيو جابز روي تيشرت هايي چاپ می‌کرد و به همه اعضاي تيم هديه می‌داد. نکته‌ای كه من از توجه به اين جمله ياد گرفتم اين هست: دزدان دريايي براي دل خودشان (و يا براي بقا) كار می‌کنند و نيروي دريايي براي پول كار می‌کنند. براي همين همه توان و انرژي خودشون رو براي رسيدن به هدف ميزارن و تا آخرين لحظه تلاش می‌کنند؛ اما نيروي دريايي چيزي با ارزش‌تر از پول دارد كه در لحظات حساس ترجيح می‌دهد پول را رها كند و براي حفظ جانش عقب‌نشینی كند. يك اصل مهم در حوزه مديريت منابع انساني وجود دارد كه مي‌گوید: اگر افراد ايمان داشته باشند كه با كارشان مسير زندگي انسان‌ها را تغيير می‌دهند آن‌وقت حاضر مي‌شوند بدون توقف كار كنند و زندگيشان را وقف كار كنند. من باور دارم جداي از مباحث بيزنسي اين والاترين باور براي هر انساني هست. اينكه هركسي در هر جایگاهی اين باور داشته باشد كه می‌تواند خارق‌العاده باشد و ارزش والايي را به جامعه عرضه كند. اين افراد هرگز منتظر آخر هفته‌ها نيستند چراكه از تک‌تک ثانیه‌هایی كه دارند كار می‌کنند لذت ميبرند و كار برای‌شان حكم تفريح را دارد. آن‌ها به لذت‌های دروني دست پيدا كردند و اين رضايت دروني اجازه نمي‌دهد از كار خسته بشوند، ممكنه جسم‌شان خسته بشود اما ذهن‌شان در اوج آرامش هست. اين افراد براي پول و دوران بازنشستگي كار نمی‌کنند. آن‌ها كساني هستند كه اگر ميلياردها تومان پول به آن‌ها بدهيد باز هم كارشان و مأموریتشان را ادامه خواهند داد و دنبال بازنشستگي نخواهند بود. اين موجودات افسانه‌ای جسارت نامتعارف بودن، متفاوت بودن و عبور از مرزهاي امكان را دارند و هيچ نيرويي نمی‌تواند جلودار انجام مأموریتشان باشد.

دزدان دريايي ارزش‌های سازمان را به ارزش‌های خودشان ترجيح می‌دهند، چون به‌خوبی می‌دانند رشد سازمان باعث رشد خودشان است، باور دارند كه سازمان همان جايي هست كه مي‌تواند کمکشان كند تا مأموریتشان در زندگي را به بهترين شكل ممكن انجام دهند. عالی‌ها هر روز آموزش می‌بینند، هر روز ياد می‌گیرند، هر لحظه براي بهتر بودن دغدغه دارند آن‌ها از اينكه كسي به ايشان مشكلش را تذكر دهد آزرده خاطر نمی‌شوند و با اشتياق پذيراي پیشنهاد‌های سازنده هستند، دليلش هم اين هست كه باور دارند با اين كاري كه انجام می‌دهند دنيا را جاي بهتري براي زندگي كردن تبديل می‌کنند.

درجه‌یک‌ها قدرت جذب افراد درجه‌یک ديگر را نيز دارند و خيلي زود يك كلوني از افراد درجه‌یک ديگر در سازمان تشكيل خواهند داد. عالی‌ها موجودات جاه‌طلب و دوست داشتنی‌ای هستند كه به كم قانع نيستند آن‌ها همان‌هایی هستند كه تا رسيدن به قله دست از تلاش برنمي‌دارند.

اميدوارم من را محكوم نكنيد به اين كه خیال‌بافی می‌کنم چون اين ویژگی‌ها كه در موردش صحبت كردم حقيقت دارند و همان‌هايي هستند كه:

 اپل را از يك گاراژ به ثروت بی‌نهایت رساند. آمازون را تبديل به بزرگ‌ترین بازار آنلاين كرد. مرسدس را سال‌هاست استوار نگه داشته است. سمیعی را محبوب‌ترین متخصص مغز در دنيا كرد و اكسيري است كه پروفسور حسابي را براي هميشه زنده نگه‌داشته است. دوست دارید چند مثال ديگه بگم تا باورتون بشه؟

اين جمله را هرگز يادتان نرود: بزرگ‌ترین دروغي كه به ما گفتند اين بود كه معمولي هستيم. اگر به‌عنوان يك رهبر به اين ویژگی‌ها باور نداشته باشيد هرگز نمی‌توانید صاحبان اين ويژگي‌ها را جذب كنيد و البته اگر قرار بود تعداد اين افراد زياد می‌بود كه دنيا گلستان بود و هیچ‌کس بيكار نمی‌ماند؛ اما نكته اينه كه اين افراد كم هستند و بزرگ‌ترین مأموریت رهبر؛ پيدا كردن اين موجودات دوست‌داشتنی و افسانه‌ای هست.

توصیه می‌کنم کتاب معجزه فکر بزرگ را مطالعه کنید.

شماره واتساپ ما : 09115704185

آدرس اینستاگرام ما :  https://www.instagram.com/pashamarketing.ir/?hl=en 

نظرات

ارسال نظر