منتظر بمانید ...

مقالات بازاریابی

رهبری نتیجه بخش

 رهبری نتیجه بخش  از مجموعه « 10 مقاله ای که  از هاروارد  باید بخوانید» حاصل گزینش بهترین مقالاتی است که هاروارد از میان صدها مقاله‌ ی منتشر شده‌ ی خود انتخاب کرده تا به شما در به حداکثر رساندن عملکرد کارمندان‌ تان کمک کند. این کتاب به شما کمک می ‌کند: به دیگران انگیزه بدهید عملکردی عالی داشته باشند. در تیم ‌تان خود باوری ایجاد کنید. تغییرات مثبت را رقم بزنید. مسیر سازمان را تعیین کنید. افراد را به خطر پذیری هوشمندانه تشویق کنید. از طریق همدلی و بدون دلسوزی مدیریت کنید. دیگران را در موقعیت خود شریک کنید. خودآگاهی ‌تان را افزایش دهید. از مشکلات قدرت بگیرید.

اگر از صاحبان کسب و کار بپرسید که «رهبران اثربخش چه کار می‌کنند؟» با این پاسخ روبه ‌رو می‌ شوید: تعیین استراتژی و مأموریت سازمانی، ایجاد انگیزه در کارکنان و فرهنگ‌ سازی در سازمان اما اگر بپرسید «رهبران چه باید بکنند؟» وظیفه رهبران فقط دستیابی به نتایج است.

این تحقیق بر 3871 مدیر اجرایی انتخاب شده از بین 20 هزار مدیر اجرایی در سراسر جهان توسط شرکت مک بر انجام شد که در آن 6 سبک رهبری معرفی شده و نشان می‌ دهد مدیرانی که بهترین نتایج را کسب کردند فقط از یک سبک رهبری استفاده نکردند و بسته به وضعیت شرکت از بیشتر سبک‌ ها به‌ طور پیوسته و مختلف استفاده شده و در چند سبک مهارت دارند. دقیقاً مثل ساک ورزشی یک گلف باز حرفه ‌ای است که بر اساس ضربه‌ ای که می‌خواهد بزند چوب‌ ها را انتخاب می ‌کند.

با شنیدن انواع سبک‌ ها این کلمات به ذهن خطور می‌کند:

1- رهبران مستبد: خواستار اطاعت فوری افراد هستند.

سبک مستبد: هرچه من می‌ گویم انجام بده، انگیزه کارمندان را کاهش می ‌دهد. انعطاف ‌پذیری را هم به کمترین حالت می ‌رساند. تصمیم ‌گیری ‌های از بالا به پایین، ایده‌ های جدید را در نطفه خفه می ‌کند. مسئولیت ‌پذیری به دلیل بی ‌احترامی از بین می‌ رود. پول و پاداش هم باعث انگیزش کارکنان با عملکرد بالا نمی ‌شود. آن‌ ها به دنبال احساس رضایت از کاری هستند که انجام می‌ دهند. شاید فکر کنید این اصل اصلاً نباید انجام شود ولی چند مورد هستند که عالی عمل کرده است. در مورد برخورد با کارمندان دردسر ساز بسیار عالی است.

2-پیوند جو: ارتباط حسی و هماهنگ ایجاد می‌ کند.

سبک پیوند جو: اثر مثبتی بر ارتباطات دارد و به تنهایی این سبک نباید استفاده شود. رهبران پیوند جو به ‌ندرت درباره چگونگی پیشرفت، توصیه ‌های سازنده را به کارکنان ارائه می‌ دهند.

«افراد در درجه اول قرار دارند» برای افزایش روحیه در کارکنان خوب است ولی تمرکز صرف بر ستایش دیگران موجب می‌ شود که عملکرد ضعیف تصحیح و اصلاح نشود.

3-دموکراتیک: «شما چه فکر می ‌کنید؟» هر چند این نوع سبک انعطاف‌ پذیری سازمانی و مسئولیت ‌پذیری فرد را افزایش می‌ دهد و به ایجاد نظریه ‌های تازه کمک می ‌کند ولی گاهی بهای این سبک رهبری جلسه‌ های بی ‌پایان و کارکنانی سر در گم است.

سبک دموکراتیک: با نظرخواهی از افراد و جمع ‌بندی نظرها، می‌تواند انعطاف‌ پذیری و مسئولیت ‌پذیری را بالا ببرد. این سبک وقتی خوب جواب می‌دهد که رهبر چشم‌ انداز قوی داشته باشد. در این سبک به بهترین نحو ایده‌ های تازه‌ ای برای رسیدن به آن چشم ‌انداز ارائه می‌ گردد ولی در زمان بحران این رویکرد راه به جایی نمی ‌برد.

4-رهبران پیشتاز: از افراد انتظار خود فرمانی و تعالی دارند.

«همان کاری را بکنید که من می گم» رهبر استانداردهای بالایی برای عملکرد تعیین می‌ کند. تسلط بیش از حد او هم بر امور سازمان باعث بیزاری کارمندان می‌ شود و تأثیر منفی در فضای سازمانی دارد.

همچون سبک استبدادی در فهرست سبک‌ های رهبری به ندرت استفاده شود، تعهد کاهش می‌ یابد و این سبک بسیار مناسب کارمندان با انگیزه و ماهری است که به هدایت و هماهنگی کمی نیاز دارند.

5-پرورش‌دهنده: افراد را برای آینده پرورش می ‌دهند.

این را هم امتحان کن. تمرکز بر توسعه مهارت ‌های فردی تا وظایف کاری. تا زمانی که کارمندان برای تغییر شیوه خود مقاومت نکنند سبک به خوبی عمل می ‌کند.

مدیران در این سبک به کارمندان کمک می ‌کنند تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و آن‌ ها را به آرزوهای شخصی‌ شان متصل می‌کند. آن‌ها در تفویض وظایف عالی‌اند. این رهبران شکست کوتاه ‌مدت را در صورتی تحمل خواهند کرد که به یادگیری بلند مدت کمک کند.

بسیاری از رهبران می ‌گویند که در این اقتصاد پر تلاطم برای آموزش ملالت ‌بار به افراد و کمک به رشد آن‌ ها وقت ندارند و مدیرانی که این روش را نادیده می ‌گیرند ابزار قدرتمندی را از دست می‌ دهند. این سبک به رشد اشخاص تأکید دارد و نه وظایف آن‌ ها.

این روش مناسب کارمندانی است که مایل به پیشرفت و یادگیری باشند و دوست دارند عملکردشان را بهبود ببخشند.

همه این‌ ها نشان می‌دهد هر چه رهبران سبک‌های بیشتری را به کار گیرند نتایج بهتری کسب می ‌کنند و مدیرانی که در 4 سبک (اقتدارگرا، پیوند جو، دموکراتیک، پرورش‌دهنده) مهارت دارند بهترین وضعیت و عملکرد شغلی را دارند.

اثربخش‌ ترین رهبران هر جا که لازم باشد با انعطاف ‌پذیری سبک‌ ها را عوض می ‌کنند.

تأثیر هوش هیجانی در سبک ‌های مدیریتی:

هوش هیجانی یعنی توانایی مدیریت مؤثر خود در روابطمان است. این پژوهش می ‌خواهد به ارتباط بین رهبری و هوش هیجانی، فضای سازمانی و عملکرد را بیان کند.

برخی از مؤلفه ‌های هوش هیجانی مثل خودآگاهی، مدیریت عواطف، انگیزه، همدلی و مهارت ‌های اجتماعی هستند.

این تحقیق نشان داده رهبران با عملکرد عالی فقط در حداکثر یکی از توانایی ‌های هوش هیجانی خود غلو می ‌کنند ولی رهبران با عملکرد ضعیف در چهار و تعداد بیشتر از مؤلفه ‌های هوش هیجانی غلو می ‌کنند.

محیط کسب‌ و کار همواره در حال تغییر است رهبران باید ساعت‌ به ‌ساعت، روز به روز، هفته به هفته، سبک رهبریشان را مانند یک حرفه‌ای، یعنی استفاده از سبک مناسب در زمان و مقیاس مناسب تغییر دهند. نتیجه این کار در نتایج سازمان خود را نشان می‌دهد.

منبع: کتاب مدیریت افراد 10 مقاله ای که از هاروارد باید بخوانید.

1 نظرات

amax2008@gmail.com

عالی بود

ارسال نظر